هفت گناه مرگبار و نابخشودنی مدیران فناوری اطلاعات !
• حرص و آز برای تکنولوژیهای جدید : شایعترین و تابلوترین حرص و آز در علم فناوری اطلاعات دنباله گیری تکنولوژیهای جدید صرفا برای "داشتن" این تکنولوژیها است ! جیمز دلوسیا, نویسنده ی کتاب "مشکلات فناوری اطلاعات و کنترل آنها" میگه :
"مهندسان فناوری اطلاعات بی وقفه به دنبال پردازنده های جدید و سخت افزارهای روز هستند تا فقط صرفا با روند روز حرکت کنند, در حالیکه در 90 درصد اوقات تکنولوژی فعلی به خوبی جواب میدهد".
• خسیسی در دادن اطلاعات : خیلی از ماها فکر میکنیم که نگه داشتن اطلاعاتمون برای خودمون به معنی این خواهد بود که هم باحالتریم و هم اینکه امنیت شغلیمون تضمین شده است.پروژه های مدیریتی فناوری اطلاعات به این نیاز دارند که تمام افراد در سطح علمی نزدیک به هم و متعادل باشند تا در صورت اتفاقی از پیش تعیین نشده, اگر کسی مثل مدیر هسته ی مرکزی شبکه در داخل دپارتمان نبود, دیگر افراد بتوانند به اوضاع به هم ریخته سر و سامان بدهند.
• حرص و آز مادی : یکی از دلایل سقوط بسیاری از پروژه های فناوری اطلاعات حرص و آز پس از موفقیت است.بسیاری از مشتریان پولداری که به بن بست رسیده اند و حاضرند هر کاری برای رسیدن به موفقیت در تجارتشان بکنند به مدیران فناوری اطلاعات روی می آورند و این مدیران هم کم لطفی نمیکنن و تا جایی که میشه از طرف بیرون میکشن ! همین میشه که مدیر یک پروژه با دانستن اینکه پروژه ش شکست میخوره, ولی به خاطر پول زیاد دست به پیاده سازیش میزنه که در نهایت منجر به شکسته.
• گناه تنبلی : متخصصان فناوری اطلاعات همیشه سخت کار و کوشا هستند و در ناحیه ی کاریشون به خوبی فعالیت میکنند ولی مشکل زمانی به وجود میاد که برای ادامه ی تجارت اونها باید پاشون رو از محدوده ی کاری بیرون بکشن و به اینور اونور سرک بکشن.اینجاست که تنبلی و سستی اونها موجب این میشه که دپارتمان فناوری اطلاعات یک سازمان شروع به سقوط کنه (مثل روندی که الان در ایران داریم).
تونی فیشر از شرکت دیتا فلاکس توی یه مقاله نوشته بودش که " مهندسان فناوری اطلاعات یک اعتقاد پایه دارن که همیشه احساس میکنند که دارن کار درست رو انجام میدن.این اعتقاد بخاطر اینه که اونها درک درستی از گستردگی تجارتی که باهاش سروکار دارن رو ندارند.در نهایت شما یک مدیر فناوری اطلاعات دارین که توی دفترش میشینه, احساس خوبی از کاری که انجام میده داره و تمامی مقالات روزی رو که مربوط به تکنولوژی هستند رو میخونه ! ولی تنها کاری که از همه مهم تر هستش و انجام نمیده اینه که در مورد تجارت روز بازار و راههای بهینه کردنش تحقیق کنه !"
همین ایده هستش که باعث میشه در ایران قریب به 100 درصد پروژه های فناوری اطلاعات شکست بخوره و در نهایت باعث این بشه که بودجه های مربوط به فناوری اطلاعات رو در ادارات دولتی قطع بکنند.
• فئودال در شرکتهای مرتبط با فناوری اطلاعات : در طول زمان که یک شرکت حسابی جا میفتد یک سری موارد همچون خودخواهی, فئودالیسم و سیلوهای اطلاعاتی کارمندی به وجود می آید که باعث میشود کارمندان بیشتر وقت خودشون رو به جای تمرکز بر روند فناوری اطلاعات اتخاذ شده توسط مدیریت, بر روی تخصیص منابع به درد نخور, محافظت از اموال شخصی و ایده های داخل دپارتمانی و همچنین محافظه کاری هدر بدهند.این روند باعث موازی کاری, عدم شفافیت, و سیاستهای نابود کننده ی فرهنگ داخلی سازمان میشه.
یک مثال خوب هم اینه که یک مدیر زیرسازمانی به جای اینکه کارهاش رو بر اساس این جمله متمرکز کنه : "اینها کارایی هستن که باید انجام بدیم تا مشکلمون حل بشه" تمام تمرکزش بر روی چیزهایی هست که دیگر دپارتمان ها دارند و اون نداره, مثل بودجه های بیشتر, امکانات بیشتر و فضای بهتر.
همین میشه که تمامی ذهنش همیشه پر میشه از این جمله "با این امکانات آشغالی که من دارم و دیگران خیلی بهترش رو از دپارتمان من دارن, هیچ غلطی نمیتونم بکنم..."
و این یعنی یک سقوط بزرگ...
• کنترل خشم : فکر کنم این موضوع نیازی به توضیح حرفه ایی نداشته باشه.همین کافیه که مشکلات برای یک مدیر فناوری اطلاعات زیاد بشن و بعد از یک مدتی کنترلش رو از دست بده.از دست رفتن کنترل همانا, عصبانی شدن همانا و خالی کردن این خشم بر سر دیگر افراد و کارمندان داخل سازمان همانا.
مدیریتی که بر اساس خشم و ترساندن کاربرها صورت بگیره ممکنه در اول به خوبی جواب بده ولی در طول زمان ضررهایی که وارد میکنه بیشتر از سودی هستش که میرسونه.
• غرور لعنتی ! : غرور در کنار اینکه واقعا یک گناه هم هست (!) یکی از مهمترین مقوله هایی هستش که مدیران فناوری اطلاعات رو به درک واصل میکنه...اینکه یک مدیر فکر میکنه که همه چیزی رو میدونه و نیازی به اینکه برای فراگیری اقدام بکنه و یا حتی از کسی درخواست کمک بکنه رو نداره باعث نابودی این مدیر و واصل شدنش به درک میشه !
غرور مدیر فناوری اطلاعات درون یک سازمان هم اون سازمان رو نسبت به رقبا ضعیفتر میکنه و هم اینکه دپارتمان فناوری اطلاعات اون سازمان رو نسبت به تهدیداتی که از طرف فضای رقابتی خارج و فضای تجاری بهش وارد میشه تضعیف میکنه.
مثالی برای اینکار داستان مدیر شرکتی هستش که اسمش رو نتونستم از زیر زبون نویسنده ی مقاله بیرون بکشم (اسم نویسنده آسورت کریگزمن هستش) و این مدیر یک شرکت بیلیون دلاری رو به خاک سیاه مینشونه ! ولی چطوری ؟!
ساده هستش ! آقا به هیچ عنوان سیستمهای "ایی آر پی" (نمیشه انگلیسی نوشت !) دیگه رو قبول نداشته و به این نتیجه رسیده بوده که فقط سیستم "ایی آر پی" خودش خیلی خوب جواب میده ! برای همین شرکت رو مجبور به نوشتن یک سیستم "ایی آر پی" از اول اول میکنه ! حالا حتی از این گذشته آقا به این هم راضی نمیشه و چونکه فکر میکرده عقل کل هستش مراسمی رو برای پرسش و پاسخ و همچنین دریافت نظرات برای این سیستم برگزار نمیکنه...همین باعث میشه که یک نرم افزار که 10 میلیون دلار هزینه ی ساختش شده بوده یک شبه به گند کشیده میشه و شرکت رو ورشکسته میکنه !
به همین راحتی و به همین خوشمزگی ! (ماکارونی رشد !)
خب ! به پایان این مقاله هم نزدیک میشیم و امیدوارم تونسته باشم کمکی هر چند کوچک در راستای جهت گیری مهندسان و مدیران فناوری اطلاعات این مرز و بوم داشته باشم.
هر سوالی در این مورد داشتین لطفا در میون بگذارین...در نهایت بلد نیستم و بدون غرور میشینیم سر بحث تا بتونیم جواب این سوالهای بی پاسخ رو دریابیم !
متشکرم...محمد مهدی حاجی اسمعیلی
دوشنبه، 28 بهمن 1387 در 00:11 (Link) (پاسخ)
خیلی مفید بود ... بازم تشکر.